|
جوتی
پسر/دختر بابالنگدراز |
||
|
My Favorites:
bbgoal lamp far-near ashoob miladkdz rohmamiya acetaminophen debug smartdevice farstec khak aaab nochagh persiangirl parsmedia w3schoolsir azemat sargardoon mahoordad techopedia My Programs: BlogClient MinsweeperRobot Calculator CalcWebSrvc 2unicode HuffmanCode FileValidator ConvexHall2D FSProject IISLog Options: No CSS CSS Layout |
اوون عکس کنار صفحه... آره همون سومیه! یکی از عکسهاییه که تو کندلوس گرفتیم. من از این بیشتر از بقیه خوشم میاد (ببینین بقیه چه افتضاح هایی بودن) جوتی یک فروشنده دوره گرد گم شده! از جوینده تقاضا میشود آن را به بیتونیک تحویل دهد و مژدگانی دریافت کند. "به نظر من که قلب بیشتر دخترها تو گوششونه و قلب بیشتر پسرها یه جایی یه کم پایینتر از شیمکشون." از یک دختر ایرانی
مایکروسافت یونیکس!!
گاهی به شوخی میگفتم که چند وقت دیگه مایکروسافت لینوکس هم میاد ولی عمرا فکر نمیکردم که مایکروسافت بخواد یه کاری تو این مایه ها بکنه! اما انگار مساله خیلی جدیه! شرکت مایکروسافت قصد دارد حقوق یونیکس را از SCO بخرد! لینک حالا عجب جنگی بین مایکروسافت و لینوکسیان راه بیوفته! جوتی خدایا پس از مرگم من را تبدیل به دکمه F1 ای گردان که روی کیبرد برنامهنویس تازه کاری باشد... تا هربار که با کمک من چیزی یاد میگیرد احساس کنم که هنوز زنده ام... جوتی
قیافه تماشایی
تصور کنید قیافه کسی را که حدود 24 ساعت منتظر تلفن یک نفر بوده و درست زمانی که جلوی تلفن ایستاده صدای آن شخص را میشنود که به پیغامگیر میگوید "زنگ زدم نبودی" و بعد صدای بیب بیب بیب (تکنولژی جدید مخابرات) قطع شدن ارتباط را اعلام میکند!
اطلاعیه
بدین وسیله به اطلاع تمامی اهالی بلاگستان میرسانم که جناب میلاد(با*) این اتاقی که رو سایت ما داشتن تخلیه کردن و رفتن روی این هاست ! ایشان با اینکار علاوه بر اینکه مستقل شدند امکانات بسیار زیادی بدست آوردند که پیش ما نداشتند! چون امکاناتی که این هاست بصورت مجانی میدهد، هاست ما با این پولی که بهش دادیم بهمون نداده!! (از جمله SQL Server که فکر کنم براش پول اضافی میخواد!) جوتی حاشیه : فکر کنم اگه یکم خواهش کنیم سورس(ASP.Net) بلاگش رو آپلود کنه! --- * با = بلاگش آباد سلام بابایی دارم درس میخونم و کم کم دارم یاد میگیرم این کتاب هزار صفحهای طراحی الگریتم رو بخونم! هیچ دلیلی نداره که حتما کتاب رو بصورت ترتیبی بخونم! الان داشتم صفحه 333 رو میخوندم که یه چیزی دیدم که بلد نبودم ، از ته کتاب فهمیدم درباره اون تو صفحه 271 یه چیزهایی گفته برای اینکه اونها رو بفهمم باید برم کتاب ریاضی رو به همین روش بخونم... خدا عاقبتم رو بخیر کنه! bne $1,$2,hell اینم از اسمبلی MIPS بود که تو درس معماری کامپیوتر یاد گرفتیم! جالبه که فعلا معماریم بهتر از طراحی الگریتمم است! بهتر نبود میرفتم سختافزار؟ راستی این کتاب طراحی الگریتم انگلیسیه و من یک مشکل جدی باهاش دارم! عادت دارم روی تخت کتاب بخونم؛ فقط یک دیکشنری بدرد بخور دارم، که اونم یه نرمافزاره و قاعدتا توی کامپیوتر و کامپیوتر روی میز و میز روی تخت نیست! میبینید چه وضعیت پیچیده ای دارم؟ جوتی حاشیه : ضرب کردن n تا ماتریس با استفاده از الگریتم ضرب زنجیری بهینه ماتریسها و ضرب ماتریس استراسن در سیستمی که از یک ضرب کننده add and shift استفاده میکنه چقدر طول میکشه؟ این وسط کاتالان چیکار به بسط تیلور داره؟ میشه یکی به من بگه آبگرمکن خورشیدی ، موتور سیکلت ، باطری ، کولرگازی و رنگ پودری چه ربطی به هم دارند؟ و کارخانه ای که همه اینها را تولید کند چه جور کارخانه ای است؟ کارخانه تولید موتور سیکلت رنگ شده با رنگ پودری که با انرژی خورشیدی باطری گازی خود را خنک میکند!؟ اگه عقربه ثانیه شمار ساعت نبود وقتی میرفتم سر کلاس ریاضی دو فکر میکردم زمان متوقف شده !
منت کشی
دوست دختر عزیزم سلام بله! حق با شماست. آمده ام منت کشی. اینقدر رو راست هستم که به این مهم اعتراف کنم. اما میخواهم همینطور که به این اعتراف کردم، به علت این منت کشی هم اعتراف کنم. معشوق قبلی عطایم را به لقایم بخشید و در یک کلام فرار کرد؛ به منت کشی تو آمده ام چون تو نمیتوانی از من فرار کنی! اگر به منت کشی تو آمده ام برای این است که نمیخواهم "نه" بشنوم و میدانم که از تو هرگز "نه" نخوام شنید! حتی اگر آن را بگویی! اهمیتی نمیدهم که وجود داری یا نه. معشوق قبلی هم کم خیالی نبود! پس میبینی که چندان هم در این زمینه بی تجربه نیستم. به منت کشی آمده ام چون همکاریم، هم تو خالقی هم من. البته بگویم که کار من از تو بهتر است اگر آنچه تو خلق کردی، من ساخته بودم بسیار بهتر میشد. به منت کشی آمده ام چون تو بهترین فروشنده ای! دوست دارم راز و رمز مجاب کردن مردم را از تو بیاموزم، میخواهم بدانم چطور این موجود زپرتی و بی خاصیت و کم عقل را به عنوان اشرف مخلوقات به دنیا قالب کردی؟ اگر به منت کشی تو آمده ام برای ترس از تهدیدهایت یا طمع به وعده هایت نبوده! وعده هایت در گذر زمان رنگ باخته و آن همه چیزهای ترسناکی هم که من را با آنها تهدید کردهای هیچ کدام به ترسناکی خودم(مخصوصا وقتی عاشق نباشم) نیستند! درست حدس زدی! به منت کشی تو آمدم چون از خودم میترسم! به منت کشی تو آمده ام چون به یک معشوق راضی نمیشوم! و تو صورت نداری پس هر صورتی را که بخواهم میتوانم صورت تو تصور کنم. به منت کشی تو آمده ام چون میدانم وصال قتلگاه عشق است، و خدا رو شکر که هیچ وقت به تو نخواهم رسید. اگر به منت کشی تو آمدم برای این بود که بخش خصوصی بلاگم را تعطیل کرده ام و دیگر جایی برای حرفهای خصوصی ندارم، جز در دلم. و تو ادعا میکنی که نامه ننوشته میخوانی! پس به آن بخش خصوصی احتیاج نداریم. اگر به منت کشی تو آمده ام برای این است که تمام مدت َآنجا نشسته ای و اینجوری من رو نگاه میکنی و لام تا کام حرف نمیزنی! این خیلی خوب است چون "زبان سرچشمه سوءتفاهم هاست." و در آخر اینکه به منت کشی تو آمده ام چون میدانم اگر پس از همه این حرفها باز به تو پشت کنم افسردگی نمیگیری و خودکشی نمیکنی! همیشه جوتی تو
اعتصاب
به نظر من اعتصاب شاهو فکر خیلی خوبی بود. منم دو روز آپدیت نمیکنم. و من هم خیلی متاسفم. جوتی حاشیه : حامد دیگه آدرس hamedbanaei [at] yahoo.com رو چک نمیکنه... از این به بعد میخواد گمنام باشه... خیلی برای خودمون متاسفم که دوستامون رو اینجوری فراری میدیم! فکر نمیکنم هیچ رشته ای برای فهمیدن معنی "دست بالای دست بسیار است" از رشته ما بهتر باشه! پس چرا من همیشه این رو یادم میره؟ سلام بابایی فعلا دلم از زمین و زمون گرفته! هر روز همه چیز خرابتر از دیروز میشه! خبرها یکی از یکی بدتر... فعلا که تنها چیزی که تسکینم میده اینه که وظیفه هیچ کس اصلاح کردن همه جهان نیست! اگه تا آخر عمرم فقط بتونم خودم رو آدم کنم از سرم هم زیاده... جوتی
بیلی جون باز گند زد!
یک حفره امنیتی در سرویس MS Passport حسابهای بیش از 200 میلیون کاربر این سرویس را نفوذپذیر ساخت! این حفره به مهاجم اجازه میدهد که کلمه عبور کاربر مورد نظرش را با استفاده از مکانیزم ترمیم کلمه عبور تعویض کند. سادگی روش حمله و انبوه اطلاعاتی که در این سرویس ذخیره شده (از جمله شماره کارتهای اعتباری و نام و تاریخ تولد و ...) دست به دست هم داده اند تا یک نقطه آسیبپذیر بحرانی را ایجاد کنند. مایکروسافت سریعا قابلیت مذکور را از کار انداخت و تیمهای امنیتی در طول شب برای رفع این نقص تلاش کردند. صبح روز بعد یک نسخه ایمن از سرویس جایگزین نسخه قبلی شد... لینک در عقب یک هواپیمای ایلیوشین 79 در حین حرکت باز شد و 160 نفر از مسافران آن از 2000 متری به بیرون پرتاب شدند. (لینکش)
شما رو به خدا تمومش کنیم!
متاسفانه ماجرای دیروز به سادگی دزدیده شدن دوتا موبایل و یه دوربین و ... تموم نشد! بدی ماجرا اینجاس که یکی دیگه کیف دونفر دیگه رو دزدیده ولی این وسط یکی دیگه بخاطر اینکه جماعت به یکی دیگه شک کردن چوب دوسر گه شده و از همه بیشتر ضرر کرده! دیگه حالم از یادآوری این ماجرای لعنتی بهم میخوره. همه ضرر کردیم یکی بیشتر یکی کمتر... پایین رفتیم ماست بود بالا اومدیم دوغ بود کاش این قصه دروغ بود. جوتی حاشیه : از قدیم گفتن مال یه جا میره و فکر هزارجا... خدایا توبه! حاشیه 2 : بخاطر اعتمادی که به من داشتین از همتون ممنونم. تو بلاگ خلیج فارس خوندم که "شبکه العالم" که وابسته به صدا و سیمای جمهوری اسلامی است بجای "خلیج فارس" از عبارت مضحک "خلیج العربی" استفاده میکند! ما همیجوریش شاکییم که چرا به دریای کاسپین(قزوین) میگن خزر! حالا خلیج فارس رو هم میخوان عربی کنن! جوتی تکمیل : به دلایل امنیتی افاضات این نوشته حذف شد!
حکایت!
"بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد پسر را گفت که نباید این سخن با کسی در میان نهی گفت ای پدر فرمان ترا ست نگویم ولیکن خواهم مرا بر فایده این مطلع گردانی که مصلحت در نهان داشتن چیست گفت تا مصیبت دو نشود یکی نقصان مایه و دیگر شماتت همسایه" سعدی-گلستان دیروز رفتیم شمال! چه شمالی! اولاش خوب بود و خوش میگذشت ولی وقتی کیف دو نفر رو دزدیدن لذت مسافرت از دماغمون در اومد! این وسط سهل انگاری مسوول تور یه طرف رفتار فوقالعاده خوب ماموران انتظامی با سوالهایی از قبیل "شما بگو مالتو از کی میخوای ما ازش برات میگیریم" هم یه طرف دیگه! حوصله گفتن ماجرا رو ندارم... همینقدر بگم که رفتار پلیس بقدری خوب شد که دوستای ما تقریبا بیخیال ماجرا شدن! جناب سروان فرموده بودند که میتونین مینیبوس رو بیارین تو پاسگاه ما از همه بازجویی میکنیم پیداش میکنیم! این وسط ممکنه ضرب و شتم هم بشه!! آره راست میگه! بازجویی بدون ضرب و شتم که مزه نداره. ولی چیزی که بیشتر از رفتار پلیس ناراحتم کرد (از پلیسها انتظار بهتر از اینم نداشتم!) این بود که همه داشتن این دوتا مالباخته بخت برگشته را شماتت هم میکردن! این میگفت اصلا چرا کیفت تو ماشین بود؟(6 تا کیف اون موقع تو ماشین بوده!!!) اصلا چرا عینک 80هزارتومنی داری؟! دیگه کم مونده بود بگن اصلا چرا اومدی تور که ازت دزدی بشه؟ برا چند لحضه ای ترسیدم که نکنه جناب دزدم ازش شکایت کنه که این اگه کیفش اونجا نبود من مجبور نمیشدم بدزدمش! از وقتی این اتفاقها شروع شد اون حکایت سعدی جلو چشم اینور اونور میدویید که "تا مصیبت دو نشود ... دیگر شماتت همسایه" جوتی بدترین انتخاب میتواند مناسبترین انتخاب باشد. بهترین انتخاب میتواند نامناسبترین انتخاب باشد. این عینک جدیدی که گرفتم خیلی خوب و سبکه ، خودمم خیلی ازش خوشم میاد. وقتی به چشمم میزنمش واقعا احساسش نمیکنم! فقط یه بدی داره! وقتی از چشمم ورش میدارم دیگه نمیتونم پیداش کنم!! موقع خریدن فکر اینجاشو نکرده بودم! شهوت پایدار تره یا عشق؟ اگه میگی اولی بیشتر نمره بده، اگه دومی ، کمتر. اگرم افاضات بفرمایید که چه بهتر! پینوشت : جوابی که میدین نسبت به تعریف خودتون از اینها باشه. کاری هم به تعریف من نداشته باشین! سهم تولید علم ایران در جهان هفت برابر شد! فکر نکنید که از 10% شده 70% نخیر! تازه حالا که 7 برابر شده، یه چیزی شده تو مایه های 0.15% درصد!
آزمایش
دارم کلاینت این بلاگ رو که همین الان تموم شد آزمایش میکنم. البته یکی دوتا کار دیگه داره! سورش رو هم به دلایل امنیتی آپلود نمیکنم! البته همین امنیتش پدرم رو در آورد! ولی فکر کنم بد چیزی نشد. کار سختی نیست. یه وب سرویس درست میکنی و متن رو برای اون میفرستی اونم تو بانک اضافه اش میکند. ویرایشم میتونم بکنم، فقط پاک کردن رو یادم رفت. ایشالا بعدا! جوتی حاشیه : اینجوری خیییلی راحتتر از اینه که آدم از تو وب یاداشت پست کنه!
حیوون خونگی!
من یه حیوون خونگی دارم. البته یکم با حیوونای خونگی شما فرق میکنه. راستش سگ و گربه یکم دست و پا گیرن! زیادم کثافت کاری میکنن. پرندهها هم که خیلی سر و صدا میکنن. البته حیوون خونگی من میپره! ولی پرنده نیست! یه پشه! چند شب پیش اومد خونمون، وقتی برای اولین بار دیدمش فکر کردم که تا صبح همهجای تنم رو میخوره! ولی صبح که بیدار شدم دیدمش! نزدمش! چون اون از شب تا صبح منو نزده بود. حالا دیگه اون پشه خونگی منه! اگه گاهی هم از روی گرسنگی منو نیش بزنه ایرادی نداره! پشه گرسنه دین و ایمون نداره! جوتی
کلاغ...پر! خصوصی...پر!
بابالنگدراز عزیز سلام روزی روزگاری بود که شما قدم رنجه میکردید و بخش خصوصی این بلاگ را به قدوم مبارکتان مزین میکردید. اما انگاری مدت مدیدی هست که ما را سرافراز نمیکنید. از آنجا که خودم تنها بازدیدکننده آن بخش بودم و برای اینکه خودم چیزی را بخوانم نیازی نیست که توی بلاگ باشه. تصمیم گرفتم بخش خصوصی را بلکل حذف کنم. البته یه دلیل دیگه (و مهمتر) هم بود که باعث این تغییر شد و آن اینکه با اینکار حدود 150کیلوبایت فضای هاستم خالی شد که وقتی کل فضا 5مگابایت باشد فضای زیادی است! ممکنه یکم اینور اونور بلاگم خدایی نکرده مشکلاتی ایجاد شده باشه، که به بزرگی خودتون ببخشین. کدکاربری شما هم پاک شده. البته بعد از تغییرات فقط بدرد لاجرز دیوار میخورد! شما هم که از آن استفاده نمیکردید. پس به من حق بدهید که بخاطر امنیت هم که شده پاکش کنم. دوستدار شما جوتی هوای اکباتان معجزه میکنه! تا رسیدم شهرک سردردم خیییلی بهتر شد. آخ جون پنجشنبه و جمعه تعطیله! برای هفته دیگه باید شونصد تا درس بخونم ولی اول... میرم کوه! جوتی دوست همیشه مشغول من طنابی که مدام کشیده بشه بلاخره پاره میشه! یکم بی قیدی هم برای سالم موندن بد نیست. من خیلیشو دارم! میخوای یکمی بهت بدم؟
FileValidator
سلام امروز زد به سرم که یه برنامه بنویسم که با استفاده از اون بشه از تغییر کردن فایها خبردار شد. خوب برنامه راحتی است، باید یک کپی از هر فایل بگیریم و هر بار که برنامه اجرا شد همه آن فایلها را بیت به بیت با هم مقایسه کند! فکر کنم این روش برای دایرکتوری ویندوز من حدود 10 هزار سالی طول بکشه (1.74 گیگا بایت و 13438 فایل) پس باید روش دیگری باشد. با توجه با اینکه این روزها من علاقه شدیدی به Hash پیدا کردهام و همه چیز را Hash شده میبینم! برای این کار هم از Hash استفاده کردم. از آنجایی که Hash برای هر رشته با طول متغیر یک رشته با طول ثابت برمیگرداند و این رشته(Hash) منحصر به فرد است. میتوان Hash فایلها را نگهداری کرد و وقتی خواستیم ببینیم چه فایلهای تغییر کرده اند کافی است که یک بار دیگر Hash آنها را حساب کنیم و با Hash قبلی مقایسه کنیم. البته خیلیها معتقدند که هیچ تابع Hash ای نمیتواند تضمین کند که در ازای هر دو رشته متفاوتی دو hash متفاوت بدهد. (با توجه به متغیر بودن طول رشته ورودی و ثابت بودن طول رشته خروجی نباید هم امکانپذیر باشد) ولی به هر حال تابع Hash الگریتم MD5 خیلی خوب کار میکند بطوری که وقتی من یک فایل BMP که حجم آن حدود 3 مگابایت(1152x864) بود را Hash کردم و پس از آن یک پیکسل سفید آن را سیاد کردم عبارت Hash تغییر کرد. هرچند هنوز هم این برنامه خیلی کند است! (یک جستجو و یک بروزرسانی در بانک ، و یک تبدیل به هش(خواند کل فایل) به ازای هر فایل) ولی حداقل چندهزار سال طول نمیکشد! بخش مهم این برنامه یک کلاس به اسم JootiMD5 است (خودخواه! خودبین! خوپسند! خودپرست! هرچی دلتون میخواد بگین!) که از کلاس MD5CryptoServiceProvider ارث برده است. توابع : Compare : مقایسه کردن یک آرگمان ساده اول با آرگمان دوم که Hash است.(6 تابع بار اضافی داده شده) CompareHexHash : مقایسه کردن یک آرگمان ساده اول با آرگمان دوم که Hash است ولی در آن بجای 256 کاراکتر اسکی فقط از کاراکترهای هگزا استفاده شده(اینجوری ذخیره سازی و انتفالش راحت تره) (2 تابع بار اضافی داده شده) ComputeHexHash : آرگمان ورودی را به Hash از نوع با کاراکتر Hex تبدیل میکند. (3 تابع بار اضافی داده شده) ComputeHash : دو جریان داده (مثلا filestram) میگیرد و Hash اولی را در دومی ذخیره میکند. IsEqual : دو جریان داده (مثلا دو فایل) میگیرد و میگوید که این دو با هم برابر هستند یا نه. حالا این برنامه به چه درد میخوره؟ میشه باهاش فهمید یه برنامه جدید که اینستال شده چه فایلهایی رو تغییر داده یا ایجاد کرده، اگه یه ویروسی لطف کنه و فایلهای exe را تغییر بدهد با این فایل میشه فهمید که اون فایلها تغییر کرده اند و.... چند کاربرد دیگر برای جالب برای Hash : برای پیدا کردن فایلهای یکسان که اسم آنها با هم فرق دارد. پیدا کردن Mirror برای فایلی که قصد دانلود کردن آن را داریم. (در ذخیر بازیابی) پیدا کردن رکورد مورد نظر با پیچیدگی زمانی 1 . و ... Download (به همراه فایل exe) جوتی حاشیه : اگه رابط کاربرش خیلی چرته خودتون درستش کنین! حاشیه 2 : برنامه با VB.Net نوشته شده. حاشیه 3 : از بخشهایی از این کد هم استفاده شده. حاشیه 4 : این الگریتم MD5 عجب شاهکاریه! حاشیه 5 : قراره بعدا فایلهای پاک شده را هم تشخیص بدهد و ... دیدم این جوجه فسقلی (ماشین حساب) اون گوشه سایت یتیم افتاده! منم آوردمش تو این صفحه که زیاد تنها نباشه. برای اینکه با یه محاسبه کل صفحه دوباره نیاد تو تگ IFrame گذاشتمش. این جوجه فسقلی انواع و اقسام فرمولهای ریاضی رو حساب میکنه. اگه باور نمیکنی آزمایش کن! سورسشم که اون کنار صفحه هست. حاشیه : (به سبک پیامهای بازرگانی) بلاگ جوتی، اولین بلاگ فارسی که سمت راست صفحه یک ماشین حساب فرمولی دارد که با استفاده از تبدیل infix به postfix کار میکند! درسهای عزیز سلام! چقدر از پارسال تا حالا فرق کردین! چقدر سختتر شدین. دیگه اصلا ازتون سر در نمیارم. خواستم خدمتتون عرض کنم که اگر همینجوری ادامه بدین انصراف میدم و میرم بیل میزنم سیبزمینی میکارم که یه فایده به ممکلتم داشته باشم. جوتی
امنیت!
امروز هرکار خواستم بکنم حس و حالش نبود، گیر دادم به این بلاگ بخت برگشته! پسوردها رو توی بانک رمزشده (MD5) نوشتم. معنی دقیقش میشه اینکه سرور پسورد را نمیداند! چون MD5 برگشت پذیر نیست. اما برای چک کردن پسورد متنی که به عنوان پسورد میگیرد را هش(MD5) میکند و با اون هشی که توی بانک است مقایسه میکند. پس اگر کسی بتواند بانک من را بگیرد هم نمیتواند پسوردها را بفهمد. البته از اونجایی که نمیدونستم چه کاراکترهایی توی هش مجازه ، و در حقیقت از ترس کاراکتر صفر، هش را بصورت hex توی بانک ذخیره کردم. که هرچند دو برابر شد ولی خوشگل تر هم شد. اگه گفتی این عبارتی که این زیر نوشته چیه؟ 78903C575BDDA53C4A7644A2DD36DE آفرین! نوشته "سلام"! ولی این پسورد نیست! جوتی حاشیه : قسمت دوم رمزگذاری-رمزگشایی درباره MD5 توضیح داده بودم.
CIH
فکر میکنم تاریخ هاستمون رو از ترس چرنوبیل (CIH) عزیز عوض کرده بودن. هاستی که نمیتونه از وجود یا عدم وجود یه ویروس شناخته شده که چند سالی هم از عمرش میگذره اطمینان داشته باشه، چطور میخواد در برابر هزار و یک جور تروجان و حفره امنیتی و ویروس ناشناخته مقاومت کنه؟ واقعا هک کردن همچی جاهایی افتخار داره؟ جوتی حاشیه : دیروز سالروز کشته شدن چند هزار نفر بود...
افاضات
خوب! حالا بهتر شد. با وب سرویس و این چیزا یه کلاینت برای افاضات شما درست کردم. حالا خیلی راحت تر شده. وب سرویسش اینجاس. و البته برای دیدن کامنتها پسورد و این چیزام نمیگیره، فقط یه تاریخ میگیره و کامنتهایی که از اون تاریخ به بعد فرستاده شده برمیگردونه. به همین راحتی! حوس کردم یه کلاینت کامل برای بلاگم بنویسم... جوتی حاشیه : از اونجا که هر تیکش تو یه پروژه است و ... آپلود کردن سورسش یکم سخته! اگه حتی یه نفر(میلاد حساب نیست!) میخواد ، بگه که یه جوری آپلودش کنم!
مونیتور
شوهر عزیزتر از جانم سلام نمیدانی وقتی فهمیدم که مشکل حاد مونیتورت که دو ماهی از خرابی آن میگذشت چه بود، چه حالی به من دست داد. راستش را بخواهی این فاجعه برای من قابل درک نبود که چطور همه این اتفاقهای ناگوار برای کامپیوتر تو میافتد. عزیزتر از جانم، اگر تو حتی کمی بدبین بودی و به برادر زاده زلزله مانند خوت شک میکردی شاید این بلا بر سرت نمیآمد. همه اینها که سرت میآید بخاطر این است که تو خیلی خوبی. حالا پس از دو ماه بی کامپیوتری تازه فهمیدی که لامپ تصویر نسوخته بوده! تازه فهمیدی که مشکل از جای دیگر است، عزیز دلم به تو توصیه میکنم دفعه بعد که مشکلی پیش آمد زودتر به تعمیرکار مراجه کن، اگر متخصص مغز و اعصاب هم دم دست باشد بد نیست. عزیزکم این برایت تجربه خوبی میشود که دفعه بعد که مونیتور تصویر نداشت بجای اینکه کلا بیخیال کامپیوترت بشی یه نگاهی هم به درجه روشنایی(Brightness) مونیتور بندازی! ولی ناراحت نباش! من به کسی نمیگویم و آبرویت(اگر چیزی از آن باقی باشد) حفظ میشود. همیشه رازدار تو، جوتی
حامدبنایی(سرهم)
او را گفتم که دریغ باشد که بلاگ حامد تعطیل و شمشیر علی در نیام! و تاکیید کردم که اندکی صبر تابستان نزدیک است و وبگردان را بسیار دریغ باشد که موسم وبگردی را بدون بلاگ حامد باشند که این به آن ماند که بوستان را در بهار گل نباشد. اما او را عزم جزم بود و پا در یک کفش کرده بود که وقت نباشد و اگر حامد از بلاگ برون نشود لاجرم جان از تن حامد برون خواهد شد! و این بسیار بیشتر دریغ باشد! گفتم ای حامد رای توراست و ما جملگی بندگانیم. ولی بدان که بی گفتار نغز تو روزهای سختی بر ما خواهد گذشت. شیخ جوتی الدین حاشیه : انگار از خر شیطون اومد پایین! بابایی الان فهمیدم که ستارهای که برای خودم تو آسمون انتخاب کردم جزیی از محل سکونت خدای مرگ مصر باستانه! خیلی جدی خدمتتون عرض میکنم که من ستارهام را عوض نمیکنم! یا این خدای نمیدونم چیچی با من کنار میاد یا میره یه جا دیگه زندگی میکنه. اصلا یعنی چی که یه خدا با اونهمه دارایی چشش به چندرغاز ستاره من باشه؟ لجباز کوچولوی شما، جوتی حاشیه : تعطیلات خیلی مفید بود! کلی سرحال و سر زنده شدم. دیروز از دانشگاهمون برام یه نامه اومده که جناب فلانی درصوتی که میخوای توی جشن فارغالتحصیلی خودت شرکت کنی این نامه را قبل از 31 فروردین به ما برگردون! الان من باید چکار کنم؟ بابایی میخوام یه رازی رو بهتون بگم! از ته دل به پایان خوش داستان بابالنگدراز جین وبستر حسودی میکنم. ولی اگه یکم انصاف داشته باشم میگم که لیاقتش رو داشتند.
آمار
سلام بابایی تصمیم گرفتم با توجه به تعطیل بودن فردا ، امروز رو کاملا استراحت کنم و خوش بگذرونم! البته این استراحت هم یه چیزی تو مایه های سیاست بیطرف فعال است. آخ! یه دقیقه صبر کنید سیم کیبرد رو که بین دوتا میز گیر کرده نجات بدم! خوب! داشتم از استراحت میگفتم. دارم کتاب داستان میخونم و برگولی! "بررهای بود یعنی همیجوری برا اینکه خوش خوشانم بشه یه برنامه ای مینویسم." حالا برنامه چیه؟ یه برنامه با پیچیدگی زمانی افتضاح که کلا یه تابع داره! کارش چیه؟ تعداد لغتهایی که من تو بلاگم بکار بردم بشمره! (عجب بیکاری!) نتیجه این شد که کلا در بلاگ من 79607 تا کلمه بکار رفته که 77230 تا از آنها فارسی و 1681ی از آنها انگلیسی و 696 بار هم عدد نوشته ام! ولی آماری که جالبتره آمار کلمهها با حذف تکرار است. کلا 763 تا کلمه متفاوت انگلیسی و 141 عدد متفاوت و 9622 کلمه متفاوت فارسی در این بلاگ بکار رفته! این آخری برام خیلی جالب بود! تو کارتونهایی که برای بچههای زیر 6 سال میسازند حدود 2000 تا کلمه استفاده میشه و برای زیر 10 سال 4000 تا . حالا جالب نیست که یه پسر/دختر 20 و خورده ای ساله در عرض 7 8 ماه فقط از 9500 کلمه برای صحبت کردن/نوشتن استفاده کرده ؟ تازه باید این رو هم درنظر بگیرید که من گاهی یک کلمه را با دو یا چند رسمالخط مینویسم! قلطهای(!) املایی که جای خود دارد! شاید بشه با یه تقریب خوب گفت کل لغتهایی که من استفاده میکنم از 8000 بیشتر نیست! استراحت فعالیه! نه؟ من برم(بروم) ناهار جوتی حاشیه : برنامش خیلی چرته ! برا همین آپلود نمیکنم سلام بابایی باید خدمتتون عرض کنم که به علت اعتصاب گسترده کارکنان مغز بنده پروژه ذخیره بازیابی فعلا تعطیل موقت شده! برای اینکه به ابعاد این اعتصاب سراسری پی ببرید باید بگم که تو اون رگبار و بارون دیشب من با تیشرت رفته بودم بیرون ! چند تا کتاب هم خریدم که دوتاش جون میده برای وضعیت الانم (یعنی وضعیتی تعطیلی مغز) و یکیش نیاز به یکمی فکر کردن داره که فعلا مقدور نیست. خجالت میکشم بگم یکی از کتابایی که خریدم کتاب بابالنگدرازه! آره بابایی! تا حالا ندیده بودین کسی کتابی رو که داره بره بخره و بازم بخونه؟ خوب کارکنای مغزم اعتصاب کردن دیگه! همش تقصیر این بلاک بندی و این چیزاس! بعدشم که امان از این 16 بیتی علامتدار که تو دوتا 8 بیت بی علامت ذخیره شده و حالا ما میخوایم به یه 16 بیت بی علامت تبدیلش کنیم. کارکنای مغزم سر همین چیزا شد که اعتصاب کردن! لوسشون کردم ؟ همیشه دوستدار شما جوتی حاشیه : کتاب دشمن عزیز رو هم خریدم! البته میدونم که به خوبی بابالنگدراز نیست ولی کنجکاو بودم بخونمش. بابایی اینجوری نیگام نکنین! خوب همش یکم برا خوندن این کتابا بزرگ شدم! نه خیلی!
|
آرشیو ماهیانه:
مهر 81 آبان 81 آذر 81 دی 81 بهمن 81 اسفند 81 فروردین 82 اردیبهشت 82 خرداد 82 تیر 82 امرداد 82 شهریور 82 مهر 82 آبان 82 آذر 82 دی 82 بهمن 82 اسفند 82 فروردین 83 اردیبهشت 83 خرداد 83 تیر 83 امرداد 83 شهریور 83 مهر 83 آبان 83 آذر 83 دی 83 بهمن 83 اسفند 83 فروردین 84 اردیبهشت 84 خرداد 84 تیر 84 امرداد 84 شهریور 84 مهر 84 آبان 84 آذر 84 دی 84 بهمن 84 اسفند 84 فروردین 85 اردیبهشت 85 خرداد 85 تیر 85 امرداد 85 شهریور 85 مهر 85 آبان 85 آذر 85 دی 85 بهمن 85 اسفند 85 فروردین 86 اردیبهشت 86 خرداد 86 تیر 86 امرداد 86 شهریور 86 مهر 86 آبان 86 آذر 86 دی 86 بهمن 86 اسفند 86 فروردین 87 اردیبهشت 87 خرداد 87 تیر 87 امرداد 87 شهریور 87 مهر 87 آبان 87 آذر 87 دی 87 بهمن 87 اسفند 87 فروردین 88 اردیبهشت 88 خرداد 88 تیر 88 امرداد 88 شهریور 88 مهر 88 آبان 88 آذر 88 دی 88 بهمن 88 اسفند 88 فروردین 89 اردیبهشت 89 خرداد 89 تیر 89 امرداد 89 شهریور 89 آرشیو سالیانه: سال 1381 سال 1382 سال 1383 سال 1384 سال 1385 سال 1386 سال 1387 سال 1388 سال 1389 قصههای من: گرگ قسمت اول گرگ قسمت دوم موش کور باغبان جزیره آتشفشان کرم ابریشم توپ قصههای کامپیوتری کتاب VB.NET مقدماتی جزوه ویژوال بیسیک رمزگذاری-رمزگشایی |
|
تمام حقوق این سایت متعلق به امیر احسانی است.
شما حق دارید از مطالب این سایت هرطور که مایل هستید استفاده کنید بشرط اینکه برای آنها هیچ گونه وجهی دریافت نکنید. اگر منبع را هم ذکر کنید ممنون میشم. jooti [at] ehsani [dot] org |
||