|
جوتی
پسر/دختر بابالنگدراز |
||
|
My Favorites:
bbgoal lamp far-near ashoob miladkdz rohmamiya acetaminophen debug smartdevice farstec khak aaab nochagh persiangirl parsmedia w3schoolsir azemat sargardoon mahoordad techopedia My Programs: BlogClient MinsweeperRobot Calculator CalcWebSrvc 2unicode HuffmanCode FileValidator ConvexHall2D FSProject IISLog Options: No CSS CSS Layout |
تاریخ
وقتی مدرسه میرفتم، یکی از درسهایی که هیچ وقت نمره خوب ازش نگرفتم تاریخ بود. واقعا از تاریخ متنفر بودم! آخه به من چه که هووخشتره چیکار کرده یا اینکه کورش کجا با کی جنگیده؟ ولی حالا عجیب به تاریخ علاقه پیدا کردم. میخوام نظرهای مخالف این نوشته(پارس گرایی و بحران هویت در ایران) را بخونم، اگه کسی چیزی سراغ داره بگه لطفا. جوتی حاشیه : اون مطلب رو ارزیابی شتابزده نوشته.
پیامهای بازرگانی رفاقتی
یک هاست دات نت ساپورت (ننه مرده زبون فارسی) خیلی ارزون. 20 مگابایت 15هزار تومن! انگار 10 روز هم مجانی میده! مایحب تکمیل : افاضات آقای طاهری(WWW School) رو هم ببینید. تکمیل 1 : در افاضات آقای مایحب(hamid) چند تا ستاره بد قیافه هست که بدین وسیله تصحیح میشود "...خوب سلیقه هر کسی فرق میکنه..." این مشکل وقتی پیش اومده که یه تابع فیلتر که درست هم کار نمیکرد تو برنامه فعال شده بود! در حالی که اصلا قرار نبود کار کنه(اصلا نمیخواستم از فیلتر استفاده کنم)
شکلات
الان شدیدا دلم شکلات میخواد! اینجا میتونین کاغذ دیواری شکلاتی پیدا کنین. اینجا هم میتونین کارت تبریک شکلاتی بفرستید.
تأملاتی طنزآلود درباره کاربرد زبان در لهجه اصفهانی
اگه میخواین لحجه اصفهانی یاد بگیرید همین الان بشتابید! هرچند تک و توک چیزهایی گفته که زیاد هم اصفهانی نیست ولی اکثرش صد در صد اصفهانی نابه! سر این یکیش خیلی خندیدم! "عبارت "اوی خره" که بسیاری از جملات با آن آغاز میشوند. مثال : اوی خره کوجا بودی؟" از دوات جوتی
سه کامپیوتر (3)
در ایالات متحده آمریکا اولین کامپیوتر الکترونیکی با نام ABC توسط "جان آتاناساف(1)" و دانشجویش "کلیفورد بری(2)" بین سالهای 1940 تا 1942 در دانشگاه ایالتی Iowa ساخته شد. این پروژه کمک مالی کمی دریافت کرد و پس از اینکه آتاناسافت درگیر تحقیقات نظامی در واشنگتن شد بطور کامل کنار گذاشته شد. دو پروژه کامپیوتری دیگر نیز بعنوان تحقیقات سری نظامی آغاز شده بود: کامپیوترهای MARK I ، MARK II و MARK III در دانشگاه هاروارد بوسیله گروهی به رهبری "هاورد ایکین(3)" ساخته شد؛ و کامپیوتر ENIAC در دانشگاه پنسیلوانیا توسط "جان مائوچلی(4)" ، "جان اکرت(5)" و سایر هم تیمیهایشان ساخته شد. ENIAC اولین کامپیوتر دیجیتال الکترونیکی همه منظوره بود. یکی از اولین برنامههای آن محاسبه جدولهای شلیک توپخانه بود. فرزند خلف ENIAC کامپیوتری با نام EDVAC بود. این کامپیوتر بدنبال پیشنهاد "جان ون نویمن(6)" مبنی بر استفاده از برنامههای ذخیره شده (Stored Program) ایجاد شد. پس از آن تکنسینها مجبور نبودند برای اجرای یک برنامه جدید با دستپاچگی سیمهای رابط(Patch Cords) را تعویض کنند. جوتی حاشیه : البته ترجمه چندان خوبی نیست(منم قرار نیست مترجم باشم) ولی فکر میکنم زیاد هم بد نشد. ------ 1) John Atanasoff 2) Clifford Berry 3) Howard Aiken 4) John Mauchly 5) John Eckert 6) John Von Neumann سه کامپیوتر (1) سه کامپیوتر (2)
Counter Strike 1.6
احمقها! قاتلها! آدمکشها! مزدورهای اجنبی! واقعا فکر نمیکردم یک شرکت کامپیوتری چنین فکر احمقانهای به سرش بزنه! "برای اینکه این بازی را روی LAN بازی کنید باید دسترسی هرکدام از کلاینتها بطور جداگانه از طریق اینترنت تایید شود" (لینک) کسی crack برا این نداره؟ ای VALVE بی ناموس! همین کارها رو کردی که سورس کد Half Life 2 رو ازت دزدیدن. حالا بدو دنبالش! (دلم خنک شد) جوتی حاشیه : البته من موافقم که ادبیات باید بهداشتی باشه، ولی نه پاستوریزه!
سه کامپیوتر (2)
اولین کامپیوتر با قابلیت برنامه نویسی Z-3 نام داشت که در سال 1941 توسط "کانرد زیوس*" در آلمان اختراع شد. زیوس اعداد ممیز شناور را برای Z-3 اختراع کرد و در سال 1945 کارش را تا ایجاد اولین زبان برنامه نویسی سطح بالا(plankalkul) ادامه داد. اگرچه زیوس کمکهایی ازطرف رایش سوم برای بکاربستن ماشینش در طراحی هواپیما دریافت کرد، اما سلسله مراتب نظامی در آلمان به اندازه همتایان انگلیسی خود، به محاسبات اهمیت نمیدادند. جوتی ---- * Konrad Zuse سه کامپیوتر (1)
سه کامپیوتر (1)
کامپیوتر الکترونیکی دیجیتال امروزی بطور مستقل و تقریبا هم زمان توسط دانشمندان سه کشور که درگیر جنگ جهانی دوم بودند اختراع شده است. اولین کامپیوتر مدرن قابل استفاده Heath Robinson نام داشت و در سال 1940 بدست گروه آلن تورینگ ساخته شد. Heath Robinson یک کامپیوتر تک منظوره بود که برای کشف رمز پیامهای آلمان استفاده میشد. وقتی آلمانها از رمزهای پیچیدهتری استفاده کردند مشخص شد که رله الکترومکانیکی رابینسون(Robinson) بسیار کند است و ماشین جدیدی که Colossus نام داشت با استفاده از لامپهای خلاء ساخته شد. این ماشین در سال 1943 تکمیل شد و تا پایان جنگ ده تا از این ماشینها هر روز مورد استفاده قرار میگرفتند. ... ادامه ماجرا در برنامه بعد! جوتی مرجع : مقدمه کتاب Artificial Intelligence : A Modern Approach نوشته Russell و Norvig اونی که کتاب 900 صفحه ای رو ترجمه کرده بود ، شده بود 300 صفحه چندان هم کار عجیبی نکرده بوده! این کتابه اصولا همینجوریه! یعنی فلان فصل و بیسار فصل مال کساییه که فلان چیز رو میخوان یاد بگیرن و ... بدین وسیله از اون مترجم پوزش می طلبم. اگه اطمینان داشتم که این بلاگ اصلا بیننده نداره، میگفتم که... من 22 سالم شده ولی هنوز وقتی یکی حرفی از مامانم میزنه چشمام چهارتا میشه و گوشام هشت تا! که شاید یه چیز جدیدی ازش بشنوم. نمیدونم! شاید تو رفتارهای چندین سال پیش مامان شیرینم برای خودم دنبال هویت میگردم. شایدم فقط کنجکاوی یه بچه درباره مادرش باشه... خواهش میکنم درباره این نوشته کسی حرفی نزنه. جوتی
آلن تورینگ، بنیانگذار علم کامپیوتر
امروز دنبال یه عکس از آلن تورینگ میگشتم و در نهایت چیزهایی بیشتر از عکس درباره او پیدا کردم. آلن تورینگ واقعا از اون آدمهای عجیب و غریب و فوقالعاده بوده! او سال 1912 در لندن متولد شده و بین سالهای 1936 تا 1938 دکترای منطق، جبر و تئوری اعداد گرفته. در طول جنگ جهانی دوم مشغول شکستن پیامهای رمز آلمانها بوده. تورینگ بین سالهای 39 تا 42 معمای زیردریایی آلمانها (U-Boat) را حل کرده است تا به منجی نبرد آتلانتیک تبدیل شود... او چندین و چند کار فوقالعاده انجام داده است و بعضی از مساله هایی که طرح کرده هنوز حل نشده! از جمله طراحی یک تست برای ماشین هوشمند، که هنوز هیچ ماشینی از پس آن بر نیامده. سال 1952 بخاطر همجنسگرایی تحت تعقیب قرار گرفت و بازداشت شد. و سرانجام سال 1954 در 42 سالگی با گاز زدن سیبی که با سیانید مسموم شده بوده خود کشی کرد. ![]() جوتی لینکهای مفید : سایت شخصی تورینگ که توسط کسی که زندگی نامه او را نوشته درست شده. صفحه مربوط به یاد بود تورینگ در منچستر گوگلیسم alen turing
پنتیوم 5
قراره پنتیوم 5 یک پردازنده 64 بیتی باشه که FSBش 4000MHz است و سرعتش بین 5 تا 7 گیگاهرتز! جالبه که cache این پردازنده بیشتر از 2MB خواهد بود! کمی درباره Pentium V اینجا نوشته. اینجا هم بیشتر نوشته. جوتی سلام بابالنگدراز عزیزتر از جانم دیدم رو دیوار اتاقم، دم پنجره مایعی ریخته که یه رنگی تو مایههای زرد و نارنجی داره و بویی شبیه ماهی گندیده. رو پنجره و لبه پنجره هم ریخته. جعبه مونیتورم زیر پنجره است و گاهی چیزهایی که باهاشون کار ندارم روی اون میزارم؛ روی جعبه هم کمی از اون مایع ریخته بود. فکر کردم باز هم کار همسایه طبقه بالایی است. رفتم بالا و عید رو بهشون تبریک گفتم و شروع کردم به شرح دادن شرایط. گفت از دفعه قبل که آب بیرون ریخته بودن دیگه این کار رو نکردن و احتمالا کار طبقه بالایی است. گفت من باید پنجره خونه اونها رو هم ببینم که چی روش ریخته. راست میگفت! چیزی روی پنجره اونها ریخته بود. به رنگ خاکستری، مانند اون چیزی که دفعه قبل خودشون روی پنجره ما ریخته بودند. اما از اون مایعی که روی پنجره من ریخته بود خبری نبود. تا اینکه به زیر پنجره اونها نگاه کردم، درست بالای پنجره اتاق من نشانه هایی از ریخته شدن یک مایع بود که شروعش 5 سانتیمتر پایین تر از لبه پنجره اونها بود و هرچی پایین میرفت پهن تر میشد. واضح بود که اون مایع از اونجا ریخته شده. گفت من چیزی نریختم، از زن و دختر بچه اش هم پرسید. ولی اونها هم گفتن که چیزی نریخته اند. میگفت "شما خیلی صبورید اگه همسایه من همچی کاری با من کرده بود میرفتم باهاش دعوا میکردم یا میرفتم کلانتری یا هیات مدیره!" وسط اتاق یک لیوان و چند تا خرما بود. و پدر از دخترش پرسید "تو هم امروز روزه بودی؟" بهش گفتم بیاد اتاق من رو ببینه، ببینه چه وضعی پیش اومده و این مایع چه بویی میده و اینکه به من بگه این مایع اصلا چی هست؟ اومد. از دور نگاهی کرد و گفت چیزی نشده! گفت "تا حالا خیلی شرمنده بودم ولی حالا نیستم." تعجب کرده بودم! من وقتی تعجب میکنم خندم میگیره. میخواستم بخندم که گفت "تو دیگه حق نداری پاتو بذاری دم خونه من!" گفت من نسبت به دخترهاش نظر سوء دارم! یک لحظه خشکم زد. من تا همین امروز نمیدونستم که این آقا اصلا دختر داره. حالا به خودش اجازه میده که به من تهمت بزنه که نظر سوء به دخترش دارم! صدای نا آشنایی شنیدم که فریاد میزد "از خونه من برو بیرون" تا حالا فریادی به این بلندی نشنیده بودم. بعد اون جمله تکرار شد و فهمیدم که این صدای بلند و لرزان از گلوی خودم خارج میشه! اون صدا تکرار کرد "این مرتیکه رو از خونه بنداز بیرون" اینو داشتم به بابام میگفتم که کنار اون وایساده بود... بابام اون تا دم در همراهی کرد و سعی کرد منو آروم کنه. داشت برای اون توضیح میداد که حرفی که زده خیلی زشت بوده. شنیدم که اون آقا میگه "من پسرتون رو پنج شش بار بردم تو خونم حتی اتاق خوابم رو نشونش دادم" چطور به این راحتی به پدر من دروغ میگفت؟؟ من کلا این یارو رو 3 بار دیده بودم! یه بار دفعه قبل که فضله کفتر رو از لبه پنجره با آب شسته بود و ریخته بود تو اتاق من! یه بار تو آسانسور و دفعه آخر هم امروز! دو دفعه ای که رفته بودم در خونش یک بار به من اصرار انباری رو نشونم داد که آب ریخته، این بار هم پنجره اتاق پذیرایی... بله بابایی. بعد از چند سال، برای اولین بار عصبانی شدم! وقتی از جلوی آینه رد میشدم دیدم دهنم رو اونقدر باز کرده بودم که لبم تقریبا جر خورده. لبم میلرزید... میخواست باز هم فریاد بزنه. ارادتمند همیشگی شما، جوتی حاشیه : اونهایی که تو این چند سال داد و بیدادهای ساختگی من رو شنیده بودن، احتمالا میتونن تصور کنن که چه وضعی پیش اومده بوده! حاشیه 2 : عصبانی شدن هم یه جورایی حال میده! ولی به هر حال عصبانی شدن خوب نیست. حاشیه 3 : یکم خیالم راحت شد! چون فهمیدم وقتی عصبانی میشم با صدای بم داد میزنم! اگه با صدای زیر داد میزدم حتما الان گلوم داغون شده بود! حاشیه 4 : هنوز 20 دقیقه هم از اون ماجرا نگذشته، کاملا آروم شدم. بابام با اون یارو رفت بیرون، احتمالا هیات مدیره یا یه همچی جاهایی. هنوز هم بر نگشته. حاشیه 5 : ضعفهای زیادی دارم ولی اینی که این یارو گفت جزوشون نیست.
درباره css layout
یکی از اشتباه هایی که تو طراحی این صفحه کردم اینه که همه تنظیم ها رو گذاشتم توی فایل css و این اشتباهه. بخاطر گاهی اگه سرعت پایین باشه اکسپلورر فایل css رو اصلا لود نمیکنه! تو table layout مشکلی ایجاد نمیشه ولی توی css layout همه چیز بهم می ریزه. برای همین بخشهایی که به layout مربوط میشه باید توی فایل اصلی خود صفحه باشه (برای من xsltه شاید برای شما aspx باشه!) ارادتمند، جوتی
شیرین عبادی جایزه صلح نوبل را گرفت
تبریک میگم. ولی کجاها چی گفتن؟ نبوی آنلاین بی بی سی آی تی ایران افغانستان امروز ردهت سردبیر:خودش تلویزیون هم که چنان آرام و بی سر و صدا خبرش را اعلام کرد که فکر کردم نوبل گرفتن یک ایرانی اتفاقی است که هر روز می افتد! شرط می بندم که اگه شارون یا بوش جایزه صلح نوبل رو گرفته بودند خبرش را روزی پنج هزار بار پخش میکردند!! تازه هیچ اشاره ای هم به این نکردن که شیرین عبادی در مورد حقوق زنان فعالیت میکنه! فقط گفتن حقوق کودکان. جوتی سلام بابالنگدراز عزیز پسر/دختر شما یک شاهکار بی همتاست. قبول ندارین؟ بزودی قبول میکنین. دیشب وقتی اومدم خونه (حالا بگذریم که از کجا اومده بودم) دیدم یه شماره آشنا روی دستگاه caller id هست. یکم فکر کردم که شماره کیه؟ ولی یادم نیومد. شماره خیلی آشنا بود و میتونستم شرط ببندم که قبلا هزار بار دیدمش. اصلا شماره را حفظ بودم ولی نمیدونستم مال کیه! وقتی کلی زور زدم و از حافظه عزیزم ناامید شدم رفتم سروقت دفتر تلفن و از اول تا آخرش رو نگاه کردم. اما اونجا هم اون شماره تلفن رو پیدا نکردم. تو دلم خودم گفتم "شاید یه دوست مشترک من و رهام باشه، فردا صبح ازش میپرسم". شب رو با خیال راحت خوابیدم و صبح که بیدار شدم ماجرا یادم رفته بود! تا اینکه بعد از چندین و چند ساعت آنلاین بودن بالاخره disconnect کردم و خواستم زنگ بزنم به رهام که یادم افتاد باید درباره آن شماره هم از رهام بپرسم. برای همین یک بار دیگه شماره را نگاه کردم و ناگهان فهمیدم شماره کیه... شماره اون یکی خط خونه خودمون بود! شاهکار من وقتی بیشتر مشخص میشه که بدونین خودم از اون خط به این خط زنگ زده بودم تا روی منشی تلفنی، پیام بذارم! حالا دیگه میتونین برین و برای من اسفند دود کنین. جوتی اول اینکه اکانتم تموم شده و با اکانت این آقاهه اومدم! اونم بی اجازه. پس برای همین میخوام زود کاسه کوزم رو جمع کنم برم. دوم اگه یه وقت خواستی از css layout استفاده کنی و یه div داشتی که قرار بود ارتفاعش با تغییر حجم نوشته هایی که توشه تغییر کنه، یا ارتفاعش رو تعیین نکن یا auto کن. البته IE مشکلی نداره ولی بقیه مرورگرها خل میشن! جوتی
ننه شهرزاد
محمد پرپروازیان سلام! سایت پرپروازت سایت خوبیه فقط یه مشکل اساسی داره که بعدا میگم! بخش کارگاه داستان نویسی هزار و یک شب هم که افتتاح شده. شدیدا تبریک پرت میکنم! این "راه شب" که درست کردی و یه نفر یه داستان رو شروع میکنه و باقی ملت کاملش میکنن چیز جالبیه. قدیما (2 سال پیش) یه نمونه خارجیشو دیده بودم که بقول میلاد "عین خارج بود"! اون اینجوری بود که کسی که داستان رو شروع میکرد آخر بخشی که مینوشت دو حالت برای ادامه ماجرا درنظر میگرفت. و آدم هر کدوم رو که دوست داشت انتخاب میکرد.اون وقت یا کسی ادامشو ننوشته بود، که آدم میتونست اونجور که میخواد بنویسه و دو حالت برای ادامش تعیین کنه یا کسی نوشته بود که معلومه چی میشد. خوبیش اینه که داستان مثل یه درخت دو دویی "خارجی" باز میشه و دست آخر یه داستان با یه شروع داریم که 256 تا پایان داره! و اما! یه چیزی تو گارگاهت خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی احمقانس یا به قول دوپونت* از اونم بالاتر خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی احمقانس! اونم اینکه ملت برای اینکه عضو بشن باید تایید صلاحیت بشن! از اون احمقانه تر اینه که یه "شخص" تایید صلاحیت میکنه نه یه "قانون". فکر میکردم روشن فکرتر از این باشی که همچی کار ...ای بکنی! چیه؟ میترسی کسی گل واژه پست کنه؟ هر کاری یه راهی داره! یه قانون تعیین میکنی و میگی که اگه فلان چیز و بیسار چیز رو بنویسین فلانی حق داره نوشته شما را پاک کنه. این باید جوری باشه که جلوی سلیقه ای برخورد کردن رو کاملا بگیره. نباید هم اینقدر خشک باشه که جلو خلاقیت یا بیان حقایق رو بگیره. به هر حال به محمد و رهام خیلی تبریک میگم. جوتی -------------------- * : تنگستنش روشن! مرحوم لامپ همیشه اینو میگفت. حدود دوازده ساعت دانشگاه حدود شش ساعت رفت و برگشت حالا از آدم انتظار دارین بلاگ هم آپدیت کنه؟ کارهای این ترم رو که جمع میزنم حدود دو سال وقت میخواد! اما من از پس همش بر میام! البته مهم اینه که آدم اولویت رو به دانشگاه نده. چون دانشگاه خودش تنهایی برای یه ترم یه سال وقت میخواد. تازه! مگه چی میشه آدم چند تا درس رو با ده پاس کنه؟ جوتی
virus warning
اینی که بهش میگن ویروس "Virtual Card for You" در حقیقت فقط یک شوخی بی مزه است. من تو مدت کمتر از 24 ساعت 3 بار این اخطار رو از طرف افراد مختلف دریافت کردم. برای همین فکر کردم بهتره یه چیزی رو بگم. وقتی یک اخطار برای ویروس جدید دریافت کردید دقت کنید که یک لینک به صفحه مربوط به آن ویروس در یکی از سایتهای معتبر ضد ویروس در آن اخطار باشد. اگر نبود به این صفحه بروید و دنبال مشخصاتی که در اخطار گفته شده بگردید تا متوجه شوید که این اخطار واقعا از طرف یک سایت ضد ویروس بوده یا از طرف یه آدم بی نمک! حالا اگر دنبال "virtual card for you" بگردید این صفحه را پیدا میکنید که احتمالا نامه ای که شما دریافت کردید هم توش پیدا میشه و بالای صفحه هم نوشته "Type:Hoax" که معنی دقیق آن میشود اینکه این اخطار را نادیده بگیرید. جوتی اوه اوه اوه اوه اوه!!! این شاهوطوفانی عجب خوشگل شده! من همینجور دارم بر و بر نیگاش میکنم! اگه مثل من بی جنبه این اصلا طرفش نرین شاهوجان طراحی جدید مبارک. جوتی
عجب اعتماد به نفسی!
دلم میخواد بدونم چه کسانی عضو این انجمن هستند که به خودشان اجازه داده اند بشوند "انجمن وبلاگنویسان ایران"؟ اینها بیشترین تعداد کامنتی که داشته اند 70 تا بوده! احتمالا شما فکر نمیکنید برای تصویب اساسنامه "انجمن وبلاگ نویسان ایران" حداقل باید یک دهم بلاگ نویسان ایرانی نظر بدهند؟ بلاگ نویسان ایرانی الان چند نفرند؟ پنج هزار؟ ده هزار؟ نخیر! بیشتر از اینهاست. پرشین بلاگ به تنهایی بیشتر از 16000 کاربر دارد! گیرم که 70 نفر بطور فعال در تصویب این اساسنامه سهم داشته اند (که این طور نبوده! بجز پست اول، بقیه چیزی حدود 30 کامنت داشته اند) آیا همچین گروهی میتواند ادعا کند که "انجمن بلاگ نویسان ایرانی" است؟ و از طرف "بلاگ نویسان ایرانی" حرف بزند؟ حالا از این بگذریم که اینها از کجا پیداشون شده و چند وقته بلاگ مینویسند! این را هم درنظر نمیگیریم که سابقه بلاگ نویسی بعضی از اعضای هیات موسس حتی از من هم کمتره! کدام یکی از پیشکسوتهای بلاگ نویسی در این انجمن هستند؟ جوتی نوشته حامد درباره این انجمن را بخوانید. لینک نوشته سردبیر:خودش در همین باره. لینک
Hello World
برنامه Hello World به یه چیزی حدود 200 تا زبان برنامه نویسی. لینک من که خیلی از این صفحه خوشم اومد. فکر کنم کوتاه ترین hello world مال python باشه و عجیب و غریب ترینش مال prolog . جوتی حالم خیلی خوب نیست. سرم یکم درد میکنه که زیاد مهم نیست(دیگه دارم عادت میکنم) چشمهام میسوزه و گلوم میخاره و میسوزه. انگار که یه گربه پنجولاش رو گرفته به گلوی من و لیییز خورده رفته پایین. رهام میگه باید قبل از خوردن گربه ناخوناشو میگرفتم. حالا سه احتمال وجود داره اول اینکه سرما خورده باشم(عمرا) دوم اینکه حساسیت باشه و سوم اینکه دلم برای دکترم تنگ شده باشه! اوه راستی امروز یکمی کتاب prolog خودم. این زبون جدا با زبونهای دیگه فرق میکنه. کم کم داره ازش خوشم میاد! بنظر میاد کمتر از زبونهای برنامه نویسی دیگه کودن باشه و بشه بهتر باش کنار اومد. جوتی
وقت طلا است!
اول : استاد ده دقیقه دیر آمد سر کلاس، بعد بیست و پنج دقیقه درباره استفاده بهینه از وقت و اینکه ملت از وقتشون درست استفاده نمیکنند سخنرانی کرد. بعد ده دقیقه وقت برای حضور غیاب گذاشت و... تا آخر ساعت تقریبا نصف صفحه درس داده بود! دوم : اینکه سایتم نمیومد تقصیر من نبود... حتما میدونین مشکل از کجا بوده که حدود نیم ساعت این سایت و این یکی سایت نمیآمدن. جوتی
تبریکات صمیمانه
یا : مبارک مبارک دات کام شدنت مبارک جناب میلاد کی دی زد! دات کام شدن حضرت عالی را تبریک عرض میکنیم. موفقیت شما، آرزوی ماست. ارادتمند، جوتی هاستش هم persiasoft.net بیده.
حتما یه جا اشتباه کردم
برام عجیبه که بلاگ فقط توی IE درست نشون داده میشه. راستش حتی تو Netscape هم آزمایشش نکرده بودم. وقتی آزمایش کردم دیدم عجب افتضاحی شده! میتونم به جرات بگم که browserهایی مثل Netscape و Mozilla از CSS Layout پشتیبانی میکنند. (CSS Home Page در W3C) پس حتما من یه جای کارم ایراد داشته که همچی افتضاحی به بار اومده! فعلا برای اینکه وضع تو مرورگرهای دیگه یکمی بهتر بشه، یه قالب دیگه هم درست کردم. (یکمی هم در پیت تر از این یکی شد.) اگه با مرورگری بجز IE بیاین اون قالب رو نشون میده که اصلا از CSS استفاده نکرده. البته از اونجا که من خیلی دموکراسیم شما با هر مرورگری که تشریف بیارین میتونین هرکدوم قالبها رو که خواستین انتخاب کنین (سمت چپ بخش Options). جوتی حاشیه : کسی میدونه ایراد کار من کجا بوده؟
CSS Layout در برابر Table Layout
تا جایی که من دیدم Table Layout هیچ مزیتی به CSS Layout نداره. اولین مشکل Table اینه که تا وقتی همه آن دانلود نشده باشه هیچ چیزی نشان نمیدهد. حالا اگر صفحه ما 50 کیلو بایت باشد، با استفاده از خط تلفن (Dial up) در بهترین حالت مراجعه کننده باید 10 ثانیه به صفحه خالی خیره شود. اما در CSS Layout همان مقدار که دانلود شده است نمایش داده میشود. اگر میخواهد این مطلب را در عمل ببینید بهترین نمونه آرشیو سال 1381 این بلاگ است. حجم این صفحه بیشتر از 500 کیلوبایت است. اگر با Table درست شده بود با مودم 56k حدود دو دقیقه باید صفحه خالی نگاه میکردید. اما با CSS Layout در مدتی کمتر از 10 ثانیه مراجعه کننده مطالبی برای خواندن دارد. هرچند که مدت زمان انتظار باز هم همان 2 دقیقه است؛ ولی به این دلیل ساده که مراجعه کننده "کاری برای انجام دادن دارد" این انتظار برایش چندان ناخوشایند نخواهد بود. مساله مهم دیگر این است که با CSS Layout میتوان ترتیب لود شدن اجزای صفحه را تعیین کرد. سوال این است که مراجعه کننده برای دیدن کدام بخش به سایت میآید؟ برای دیدن منوها؟ بنرهای تبلیغاتی؟ لینکها؟ یا مطالب؟ بهتر نیست اول مطالب نشان داده شوند و بعد از آن بقیه اجزا ؟ برای من این دو دلیل کافی بود که Table را رها کنم، هرچند که بعد دلایل دیگری هم پیدا کردم. اگر برای شما هم کافی بود میتوانید با کلیک کردن روی این دو لینک شروع کنید: Parctical CSS Layout Tips,Tricks and Techniques CSS Layout Techniques جوتی
تولد
سلام بابایی چند وقتی میشه که یه نامه درست حسابی براتون ننوشتم. فردا این بلاگ یکساله میشه. راستش خودم اصلا به فکر تولد بلاگم نبودم، چون برام اهمیتی نداشت تولد آدمها برام مهمه (البته نه همه به یه اندازه) ولی تولد بلاگ؟ مگه اهمیتی هم داره؟ روزی که بلاگ نویسی رو شروع کردم هیچ اتفاق خاصی نیفتاد! نه معجزه ای شد نه فاجعه ای رخ داد(البته برای بقیه اینکه من بلاگ نویسی رو شروع کردم یه فاجعه بود ولی برای خودم نه) دوست دارم تولد بلاگم یه روز دیگه ای باشه... مثلا اون روزی که اولین نامه رو به بابالنگدراز نوشتم... دقیقا 29 اسفند سال 80 بود. اون روز اتفاق مهمی افتاد، معجزه شد. من بعد از چندین سال دوباره یه چند خطی مینوشتم و این برام لذت بخش بود... الان خسته ام. یه حذف اضافه افتضاح داشتم. با وجود اینکه هیچ واحدی نمیخواستم حذف یا اضافه کنم ولی کارم تموم نشد! از قزوین تا تهران رو هم خواب بودم، یعنی تازه از خواب بیدار شدم. همیشه جوتی شما که فعلا بیشتر از هر چیز یه شام درست حسابی احتیاج داره، جوتی حاشیه : این جا چرا کنتور مونتور نداره؟ حاشیه 2 : این تولد بلاگ نویسی من نیست. قبل از اینکه تو احسانی دات اورگ بنویسم اینجا مینوشتم. حاشیه 3 : اگه میخواین به بلاگم کادو تولد بدین میتونین برین آرشیو مهر سال پیش رو بخونین! ظاهرا مشکل دومی هم حل شده. اول خیلی خیلی خیلی ممنون از رهام جونم و بعد هم از آقای پشتیبانی میهن هاست. بخاطر این مشکلاتی که پیش اومد هم من از دست آقای پشتیبانی ناراحت شدم هم ایشون از دست من. امیدوارم دیگه مشکلی پیش نیاد که مام یکم از هاستمون تعریف کنیم. جوتی
درباره بلاگ
اگه یادتون باشه یه برنامه باگلاگ یه وقتی نوشته بودم. این بلاگ در حقیقت همون برنامه است. راستی این آرشیو سالیانه فقط مال کساییه که یا خیلی سرعت اینترنتشون زیاده یا حوصلشون. آرشیو سال 81 یه چیزی تو مایه های 500 کیلو بایته! خدا رحم کرد که از مهر شروع کردم. جوتی حاشیه : توضیحات بیشتر رو بعدا میگم
مشکل
این مطلب بخاطر اینکه مشکلات حل شده است پاک شد. به هر حال نمیشه آدم با یه هوست جدید مشکل پیدا نکنه! میشه؟ يکي از چيزهايي که عمرا به فکرم نميرسيد ، اختلاف 8.5 ساعتي ساعت سرور با ساعت ما بود! خوبه رهام قبلا يه هشداري بهم داده بود اگرنه حالا حالاها نميفهميدم مشکل از کجاست. (همين پست هم براي آزمايش ساعت سرور است)
انگار درست شد
انگاري که اين بلاگ سرپا شده. هنوز برنامه کلاينتم رو آزمايش نکردم. برنامه يکم خطاي منطقي (logical error) داشت که زود حل شد. در حال حاضر ايميل ندارم! جوتي
اسباب کشی
به مدت یک هفته در حال اسباب کشی می باشم. اگه اومدین دیدین این بلاگ غیب شده زیاد خوشحال نشین! برمیگرده.
|
آرشیو ماهیانه:
مهر 81 آبان 81 آذر 81 دی 81 بهمن 81 اسفند 81 فروردین 82 اردیبهشت 82 خرداد 82 تیر 82 امرداد 82 شهریور 82 مهر 82 آبان 82 آذر 82 دی 82 بهمن 82 اسفند 82 فروردین 83 اردیبهشت 83 خرداد 83 تیر 83 امرداد 83 شهریور 83 مهر 83 آبان 83 آذر 83 دی 83 بهمن 83 اسفند 83 فروردین 84 اردیبهشت 84 خرداد 84 تیر 84 امرداد 84 شهریور 84 مهر 84 آبان 84 آذر 84 دی 84 بهمن 84 اسفند 84 فروردین 85 اردیبهشت 85 خرداد 85 تیر 85 امرداد 85 شهریور 85 مهر 85 آبان 85 آذر 85 دی 85 بهمن 85 اسفند 85 فروردین 86 اردیبهشت 86 خرداد 86 تیر 86 امرداد 86 شهریور 86 مهر 86 آبان 86 آذر 86 دی 86 بهمن 86 اسفند 86 فروردین 87 اردیبهشت 87 خرداد 87 تیر 87 امرداد 87 شهریور 87 مهر 87 آبان 87 آذر 87 دی 87 بهمن 87 اسفند 87 فروردین 88 اردیبهشت 88 خرداد 88 تیر 88 امرداد 88 شهریور 88 مهر 88 آبان 88 آذر 88 دی 88 بهمن 88 اسفند 88 فروردین 89 اردیبهشت 89 خرداد 89 تیر 89 امرداد 89 شهریور 89 آرشیو سالیانه: سال 1381 سال 1382 سال 1383 سال 1384 سال 1385 سال 1386 سال 1387 سال 1388 سال 1389 قصههای من: گرگ قسمت اول گرگ قسمت دوم موش کور باغبان جزیره آتشفشان کرم ابریشم توپ قصههای کامپیوتری کتاب VB.NET مقدماتی جزوه ویژوال بیسیک رمزگذاری-رمزگشایی |
|
تمام حقوق این سایت متعلق به امیر احسانی است.
شما حق دارید از مطالب این سایت هرطور که مایل هستید استفاده کنید بشرط اینکه برای آنها هیچ گونه وجهی دریافت نکنید. اگر منبع را هم ذکر کنید ممنون میشم. jooti [at] ehsani [dot] org |
||