سلام بر رییس بزرگ، بابالنگدراز
نامه امروز در چهار بخش تقدیم میشود.
اول، بنده امروز با دیودها به نتایجی رسیدم و موفق شدم آنها را از فلش(felesh با flash تومنی هفت صنار توفیر داره) تشخیص بدهم. فهمیدم که دیودها خیلی بدردبخور هستند، مثلا اگر آدم توی یه بیابان گرسنه مانده باشد میتواند با یک عدد دیود (ترجیحا بایاس مستقیم هم بشود) خودش را از گرسنگی نجات بدهد.
دوم، چند نفر از موجودات زنده که دلم براشون تنگ شده بود، دیدم.(آدمها همیشه بهترین و بدترین بخشهای زندگی من رو میسازند.) یک عدد فالوده خوردم، فالوده خیلی بهتر از دیود است! چرا تو دانشگاه درس فالوده سازی و فالوده خوری نیست؟
سوم، کم کم شرایط امتحان بر همه چیز غالب میشود. به
قول یه
شخص شخیصی "همیشه جنب و جوش دانشجوها نزدیک امتحانات زیاد میشه". البته اگه راستش رو بخواین من هرچی زور زدم نفهمیدم منظورش چی بوده! نمیدونم تو چیزی میفهمی یا نه!
چهارم، فردا هم باز به تلاش خودم جهت درک دیودها و بعد ترانزیستورها ادامه خواهم داد، اگرچه "نگردد شعله ور بیهوده میکوشی".
کسی که حدود 4 ساعت سرپا وایساده بوده و همچنان ارادتمند شماست،
جوتی
حاشیه : خوبه که یه اکانت ساعتی هم دارم! اگرنه نمیشد بلاگ آپدیت کنم.
پینوشت برای "جناب آقای پشتیبانی" : امروز سایت down بود و تلفن پشتیبانی هم جواب نمیداد!