سلام بابایی
وقتی یک نفر یه گوشهای نشسته باشد و زار زار با صدای بلند گریه کند؛ کسی که از کنارش رد میشود باید چه کاری بکند؟ من باید چکار میکردم؟ اگه بچه بود، احتمالا گم شده بود، اون موقع مشکل کمتر بود، میدانستم که باید بروم جلو و بپرسم "چی شده؟ گم شدی؟" ولی اگه یه آدم جوون بود چی؟ شاید گم شده باشه! ولی مگه من میتوانم راهی بهش نشان بدهم؟ شاید مشکلش را میتوانستم حل کنم، شاید هم اینکه میفهمید "مردم" صدای گریهاش را شنیدهاند مشکلش را بیشتر میکرد!
آدمها...
بگذریم!
امروز در یک اقدام انتحاری(!) یک عدد
مونیتور LCD خریدم و ترکیدم! هم از خوشی و هم از بیپول شدگی! مونیتور قبلی همچی بگی نگی داشت تاریک میشد، مونیتور اسبقم، اینقدر تاریک شد که آخر سر لامپ تصویرش عوض شد! با وجود اینکه این هم مثل قبلی 17اینچ است ولی حداقل یک اینچ از اون یکی بزرگتر است! البته خوب چیز عجیبی هم نیست اون یکی عملا 15.9 اینچ بود و این یکی 17.1 است.
خوشایندترین بخش ماجرا این بود که من بالاخره توانستم یکی از عکسهایی که قبلا از ستارهها گرفته بودم را ببینم! (اینقدر تاریک بود که با قبلی فقط صفحه سیاه دیده میشد!)
ارادتمند،
جوتی
حاشیه: حالا باید Doomبازی کنم!
حاشیه2:
این keyboard مخصوص بازی کردن بازیهای FSP است!