فردا قرار است برویم برای آزمایش. آزمایش دو نفرهای که
تیوا اسمش را "شاشیدن با عشق" گذاشته بود. پیشتر یک بار رفتیم. من روز قبلش گلاب به روتون یکم مشکلات داشتم و اون روز هم در شرایط بسیار انسانی آزمایشگاه اصلاً شاشبند شدم و شاشم نیامد که نیامد. بگذریم که هر 10 نفر را با هم میفرستادند توی اتاق (روی واژه اتاق تاکید میکنم) و یک لیوان دست هر کس میدادند و میگفتند بشاشید! بعد از حدود 2 دقیقههم وقت تمام میشد و باید زیپ شلوار را با دست راست و لیوان شاش را با دست چپ بالا میبردیم! هر کس که در فرصت قانونی موفق به انجام امر خیر شاشیدن نمیشد تا دو ساعت بعد اجازه آزمایش مجدد بختش را نداشت!
به هر حال چون آزمایش اعتیاد، بیش از یک ماه اعتبار ندارد و ما باید به هر حال دوباره آزمایش میدادیم، نتیجه آزمایش خون را گرفتیم و بعد از شرکت در کلاس!! تشریف مبارکمان را از آزمایشگاه (شرط میبندم تعداد زیادی طویله هست که از این آزمایشگاه تمیزتر است) بردیم.
کلاس هم برای خودش جالب بود! یک فیلمی گذاشتند سر تا سر اراجیف! در یک بخشی از فیلم گوینده داشت توضیح میداد که قبل از سفر سانفراسیسکو باید همسر خود را لمس کنید تا تحریک شود و اینجور چیزها، فیلم اما آقایی را نشان میداد که داشت با شهوت یک میز چوبی را لمس میکرد!
بگذریم!
این روزها بیشتر به پروژهام فکر میکنم. شاید ده، دوازده روزی سر کار نروم تا مقالهام تکمیل شود. باشد تا از رستگاران شوم!
ارادتمند،
امیر